یا سریع الحساب
خیال دارم بعضی از نوشته های وب بسته شده ام بنام nina62 را مرور کنم خاطراتی که برای خودم در انزمان

خاطره انگیز است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 11:8  توسط نینا | 

درخت چنار پیر خانه من

باسماجت برگهای طلایی اش را نگاه داشته

پرنده شیون میکند

نمی دانم برای درخت است

یا بوته گل سرخ خشکیده

هرچه هست اوازش حزن انگیز است

..................

خاطره هایم چون برگ پائیز

با بادی سرگردان میشود

یادستانی که با اه گرم میشد

پا های یخ کرده که توان رفتن نداشت

کرسی داغ مادر بزرگ

پناهگاه بود

امن وگرم پر از مهر

چه زود دیر شد

1393 اذر نینا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 16:33  توسط نینا | 


باغبان در باغ خود ، انواع گلها را جمع کرده بود و از میان همه آنها شیفته بوته گل سرخ بود که گلهای آن زیباتر و خوش بوتر از گلهای دیگر است . او هر روز به آن خیره می شد و گلهای آن را یک به یک می بوئید و با خود می گفت : بلبلها حق دارند که عاشق گل سرخ شوند . گلهای سرخ ، لذت زندگی و شادی بخش روح و روان هستند . یک روز صبح قبل از طلوع آفتاب ، در حالی که باغبان در باغ قدم می زد ، به بوته گل سرخ مورد علاقه اش رسید . او متوجه شد یک بلبل روی شاخه بوته گل سرخ نشسته و گلبرگهای آن را یکی یکی می کند . بلبل سرش را در گلبرگها فرو می برد و آواز می خواند . او طوری نگاه می کرد که گویی از بودن در کنار گل ، خوشحال است . بلبل آواز می خواند و گلبرگها را یکی یکی می کند تا اینکه تمام گل را پرپر کرد .
باغبان پیر ، مدتی آرام ایستاد و به آواز بلبل گوش داد . از دیدن شادی بلبل درکنار گلها خوشحال شد . اما برای گلبرگهای گل که اطراف بلبل پراکنده شده بود ، ناراحت بود . بعد از مدتی پرنده فهمید که باغبان او را تماشا می کند ، پرواز کرد و رفت .
روز بعد باغبان دوباره همین اتفاق را مشاهده کرد . دید که بلبل درحالی که گل را پرپر می کند ، آواز می خواند و با دیدن پیرمرد ، پرواز می کند و می رود .
باغبان با دیدن پرپر شدن گل عزیزش ، غمگین شد و با خود گفت بلبل حق دارد که عاشق گل سرخ باشد ، اما گل برای دیدن و بوئیدن است ، نه پرپر کردن / این دور از انصاف است ، من زحمت زیادی کشیدم تا این گلها را پرورش دادم . چرا باید بلبل آنها را از بین ببرد ؟ روز سوم او بلبل را دید که آواز می خواند و با گل سرخ و گلبرگهای پراکنده روی زمین ، صحبت می کند . عصبانی شد و گفت : مجازات بلبلی که از آزادیش سوء استفاده کند ، قفس است . او زیر بوته گل سرخ ، تور پهن کرد و بلبل را به دام انداخت و او را در قفس زندانی کرد . آنگاه گفت :
تو قدر آزادی خودت را ندانستی ، پس حالا باید در این قفس بمانی تا بفهمی عاقبت کندن گلبرگ های گل چیست ؟ بلبل به زندانی بودن خود ، معترض شد و گفت : " دوست عزیز ، من و تو عاشق گل سرخ هستیم . تو گلها را پرورش می دهی و مرا خوشحال می کنی ، در عوض از آواز خواندن من لذت می بری . من نیز می خواهم مانند تو آزاد باشم و در باغ گردش کنم . دلیل تو برای زندانی کردن من چیست؟ اگر می خواهی آواز مرا بشنوی ، لانه من باغ توست و من شب و روز در آن چهچهه خواهم زد. اگر زندانی کردن من دلیل دیگری دارد ، خواهش می کنم به من بگو؟ "
باغبان پاسخ داد : " تا آنجا که مربوط به آواز و چهچهه باشد ، من با تو موافقم . اما تو شادی مرا با صدمه زدن به گلهای عزیزم بر هم زده ای . وقتی تو آزاد هستی و آواز می خوانی ، انگار کنترل خودت را از دست می دهی و گلهای مرا پرپر می کنی. این مجازات به خاطر انجام کار بد توست تا درس عبرت برای دیگران باشی."
بلبل گفت : " ای مرد بی انصاف ، تو با زندانی کردن من ، قلب مرا می شکنی و روح مرا آزار می دهی . آن وقت از مجازات حرف می زنی ؟ آیا فکر نمی کنی که گناه تو بیشتر است ؟ چون تو قلبی را شکستی ، حال آنکه من فقط یک گل را پرپر کردم . "
حرفهای بلبل ، باغبان را خیلی تحت تاثیر قرار داد . او آنقدر از جواب پرنده خوشش آمد که آن را آزاد کرد . بلبل پرواز کرد و روی شاخه ای از بوته گل سرخ نشست و به پیرمرد گفت: " چون تو به من خوبی کردی ، من هم می خواهم آن را تلافی کنم. یک ظرف پر از سکه های طلا زیرزمین وجود دارد و درست در همان جایی که ایستاده ای دفن شده است. آن را بردار و خوشحال باش . "
باغبان زمین را کند، ظرف طلا را یافت و به پرنده گفت: " تعجب می کنم که تو ظرف زیرزمین را دیدی ، اما دامی را که برای تو پهن کرده بودم ، ندیدی . "
بلبل گفت : " این مسأله دو دلیل دارد. اول آنکه علیرغم دانایی ، ممکن است یک موجود به علت برخی موقعیت های پیش بینی نشده که ما آن را تقدیر می نامیم ، گرفتار شود . دوم آنکه من عاشق طلا نیستم ، لذا وقتی آن را می بینم ، به آن اهمیتی نمی دهم . اما به خاطر این که عاشق گل سرخ هستم ، آن قدر شیفته آن شدم که تمام حواسم به بوته گل سرخ بود و متوجه دام تو نشدم . هر چیزی که از حد خودش تجاوز کند ، سبب رنج و زحمت می شود ، حتی عشق زیاد هم می تواند این نتیجه را داشته باشد .
بلبل این حرفها را گفت و پرواز کرد و رفت تا زیبایی گلها

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 17:36  توسط نینا | 
خطایت هر چه بود آدم...
به جرم سیب دزدیدن تو را از خویش پر دادند..!!
ولی آدم نکن باور؛
تو را با چیدن یک سیب پر دادند؟!
خطایت عشق حوا بود......
گمانم عاشقش بودی!
به چشمت عشق را دیدی...
برای خاطر حوا تو آن شب سیب میچیدی؟!
چه رازی پشت این سیب است؟!
که ما را در به در کردی،
از آن ماوای روحانی
به این دنیای ظلمانی...
من از ابهام میترسم،
من از تکرار این فرجام میترسم...
چنان گنگ است این قصه،
چنان تاریک و پنهان است
که از ترس سقوطی تلخ...
من از بوییدن یک سیب بدهنگام میترسم!!

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 16:15  توسط نینا | 
 
تابستان خود را چگونه گذراندید؟؟
 
به نام خدا . . .
 
در سواحل زیبای لاین
 
جزایر وایبر
 
هتل اینستاگرام
 
و ویلاهای خاص واتس آپ
 *****

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟

مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم،

چندتا قسط دادیم،

شهریه دانشگاه دخترمو دادیم،

یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!

 

  • پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم،
  • همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟
  • میگم نه!
  • میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود،
  • الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!

 

·       
رفتم شلوار جین بخرم،
 
اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت:
 
یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه!
 
دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت:
 
چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!
+ نوشته شده در  شنبه سوم آبان 1393ساعت 16:27  توسط نینا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کنج تنهایی من

نوشته های پیشین
هفته چهارم آذر 1393
هفته دوم آذر 1393
هفته دوم آبان 1393
هفته اوّل آبان 1393
هفته چهارم مهر 1393
هفته سوم مهر 1393
هفته دوم مهر 1393
هفته اوّل مهر 1393
هفته چهارم شهریور 1393
هفته سوم شهریور 1393
هفته دوم شهریور 1393
هفته اوّل شهریور 1393
هفته چهارم مرداد 1393
هفته سوم مرداد 1393
هفته دوم مرداد 1393
هفته اوّل مرداد 1393
هفته چهارم تیر 1393
هفته سوم تیر 1393
هفته دوم تیر 1393
هفته اوّل تیر 1393
هفته چهارم خرداد 1393
هفته سوم خرداد 1393
هفته دوم خرداد 1393
هفته اوّل خرداد 1393
هفته چهارم اردیبهشت 1393
هفته سوم اردیبهشت 1393
هفته دوم اردیبهشت 1393
هفته اوّل اردیبهشت 1393
هفته چهارم فروردین 1393
هفته سوم فروردین 1393
هفته دوم فروردین 1393
هفته اوّل فروردین 1393
هفته چهارم اسفند 1392
هفته سوم اسفند 1392
هفته چهارم بهمن 1392
هفته سوم بهمن 1392
آرشيو
پیوندها
آپدیت وبلاک
تجاوز ممنوع(مادران حتما بخوانند))
معتادان گمنام شاعر
شعر نو
دفتر شعر من در سایت شعر نو
پاکت عکس نینا
دانشنامه جیبی
دوربین مخفی (اقا میلاد)
گنجینه بهترین شعر ها
نوه شازده خانم 0(دخترم)
سانیا (نوه ام)
جاذبه های طبیعی وگردشگری کتول-محمدرضاافراز
سراب
راههای رسیدن به موفقیت امید
جواد جعفری فسایی (سها )
زمزم =مینو
خوش امدید ( وب سایت)
دوست جونم
زیتون
پهلوی پارسی
شبو تنهایی
روز مزگی های من
ترمه های رنگی مادر بزرگ
با چشم های تو مینویسم
خودمونی
دلنوشته های مهر بانو وعسلک
مثل همه مثل هیچ کس
دوستم داشته باش
سپیده دمی که بوی لیمو می دهد
نا بخشوده
خیال که خیس نمی شود
دکتر بیژن باران
لیلا عوفی
استاد گل هاشم
سلام همشهری
پرویز
زنی متولد ماکو
همدم روح
سارا
تا دانه
نشر اموت
دکتر ایرج رشوند
پسرتات
ققنوس
اتر
بیا تا برویم(سمیرا خانم)
م نهایی )) پروانه های کهربایی
شقایق ))بال ترمه ای پروانه
شبهای الموت
هرانک
ضیافت زندگی
چرک نویس
سفر نویس(شهریاری عزیز)
شعر و غزل امروز
یک وجب خا ک الموت
اشنا اقای مرادیان
غروب دریا(الف)
باران کویر(افروز عزیز)
اسمونی وب سایت
روزنه
غار های ایران
ادبیات
دل سروده های من
بی سرزمین تر از باد ...
«چند خط شعر برای دلم»
هر انچه باید در باره گیاهان مختلف بدانیم
دست نوشته های یک پسر
حس خاص
بانک علوم
راه بی پایان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM